می رسد دلدار و من عمری ست از خود رفته ام

می رسد دلدار و من عمری ست از خود رفته ام

یک نگاه واپسین

ای شوق

برگردان مرا ..

#بیدل_دهلوی
دیدگاه ها (۱)

قرارمان باشدتمام نیمکت های خالی شهربه نشانی وقتی که نیستیم ....

زمانه یک سر سوزناگرکه غیرت داشتتو سهم من شده بودیوعشق حرمت د...

به لب هایممزن قفل خموشیکه در دل قصه ای ناگفته دارمز پایم باز...

حوصله ات که سر می رود با دلمبا دوست داشتنمبازی نکنمن دربی حو...

باد پرخون؛ جگر شرم که عمری نگذاشت؛ که مرا عشقِ جگرخوار به اق...

پیر توشدم ای دل وقت ان مرا به جوانی برگردان ی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط