رمان اب برای گل پارت
رمان اب برای گل پارت 3
شاهزاده گفت حرفات جالب بود من یک ماه بهت وقت میدم تا منو عاشق خودت کنی اگه در این یک ما نتونی منو عاشق خودت کنی مجازات میشی شاه دخت قبول کرد بعد از قرار گذاشتن شاهزاد به یکی از خدمت کار ها گفت که یک اوتاق برای شاه دخت اماد کنند یک روز گذشت شاه دخت داشت در باغ قدم میزد که دید شاهزاده در باغ روی سندلی نشست و چای میخورد
شاهزاده گفت حرفات جالب بود من یک ماه بهت وقت میدم تا منو عاشق خودت کنی اگه در این یک ما نتونی منو عاشق خودت کنی مجازات میشی شاه دخت قبول کرد بعد از قرار گذاشتن شاهزاد به یکی از خدمت کار ها گفت که یک اوتاق برای شاه دخت اماد کنند یک روز گذشت شاه دخت داشت در باغ قدم میزد که دید شاهزاده در باغ روی سندلی نشست و چای میخورد
- ۳۳۳
- ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط