مانتو زرد پوشیدم رفتم بیرون یه پسره از جلوم رد ش

مانتو زرد پوشیدم رفتم بیرون یه پسره از جلوم رد شد بهم گفت :شله زرد! محلش نذاشتم بعد که یه خورده رفتم جلوتر صدا کرد :خانوم؟ منم فک کردم میخاد چیزی بپرسه گفتم :بله؟ گفت :پشت کمرت با دارچین بنویس یا حسین
دیدگاه ها (۷)

دوست دختر کوچولوی من

P⁶The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ...

برده عمارت جئون

رمان:(تا وقتی که عاشقت بشم)

رمان دخت من

کپشن مهمهههه🎀😂عروسک من😈🔞پارت پانزدهم بازومو ول کرد برگشتیم س...

رمان عشق ممنوع

اخرین دعا 23

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط