تو در سکوت خواب من صدای یک ترانه ای

تو در سکوتِ خوابِ من صدای یک ترانه ای
میــان پلک هـای من ردیف شــاعـرانه ای
هوای خواب‌های من، هوای لحظه‌های توست
تو در تمام لحظه ها، هوای عــاشقانــه ای
بـــه خواب من چو آمدی، انــار در انــار شد
تـو در شب جهنمی، بهشتِ بـــی بهانه ای
بُــریده ام ز بودنت، ز خواب های مــن برو!
پــَریده ام ز خواب تو، ولی هنوز خــانه ای
دخیل بسته چشم من، به قهوه‌های چشم تو
ولی تو تلخ تر ز هر خـوابِ بدِ شبانه ای
تو نیستی ولی غزل نشسته پشت میز تو
چه شعرها سروده از نبــودن نشانه ای
تو را ندیده ام ولی چه خوب شعر می شوی!
حضورِ بی ظهوری و ظهـورِ نوبرانه ای
سپید گشته خواب من ز شعرِ با تـو بودنم
ردیفِ موج های نو برای هـر زمـانه ای
هنوز خوابِ شعرمی، هنوز شعرِ خوابمی
انار در اناری و ترانه در ترانه ای
دیدگاه ها (۱۱)

رفت از دلِ من تاب و دگر یار نیامد شیرین سخنی بود و به گفتار ...

ای ماه دلم شِکوه ز هر قافله کردممعشوق نیامد به وصال حوصله کر...

میگریزم از جهانی زشت و زیبامیگریزم از نگاهی گرم و گیرامیگریز...

السلام علیكم یااباصالح المهدى (عج)السلام علیك یاامین الله فى...

نگاه م که میکنی جهانِ اطرافم تازه و #نوبرانه میشودهوای بهار ...

افسانه یک ژنرال

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط