گام هایِ ما چرا به مقصد نرسید؟ 

گام هایِ ما چرا به مقصد نرسید؟ 

من از خیابان هایی که تو را دیده اند می پرسم :
گام هایِ ما چرا به مقصد نرسید؟
میان شمشاد ها و کاج ها و چهارراه ها
میان گلخانه ها و کتابخانه ها و نیمکت ها
من از خیابان هایی که تو را دیده اند می پرسم :
دستانمان را که به غارت برد؟
و عشق
کجای داستان به زمین افتاد؟
من پایبند گلدان های کوچک طاقچه
دیوانه ی رقص پروانه
آغشته ی شعر
آزاده ی دل بودم
پس این ابر های تو در توی در هم فشرده ی فاصله
بغضِ "ها" کردنِ کدام نفرینِ پنهانی بود؟
من از خیابان هایی که تو را دیده اند می پرسم :
گام هایِ ما چرا به مقصد نرسید؟
و عشق
کجای داستان به زمین افتاد؟
دیدگاه ها (۴)

در آخر،ما حرف‌های دشمنانمان را فراموش خواهیم کرد.اما سکوت دو...

براستی وایه

.

‌ دورمنه فقط از تو..دوری دوستی نمی‌آورددوستی را هم نمی‌برددو...

روزی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط