ﻳﻚ ﻣﻔﻨﮕﻲ ﭘﺎﻱ ﻣﻨﻘﻞ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ! ﻛﻪ شنيد در ميزنند سر شو از پ
ﻳﻚ ﻣﻔﻨﮕﻲ ﭘﺎﻱ ﻣﻨﻘﻞ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ! ﻛﻪ شنيد در ميزنند سر شو از پنجره بيرون آورد، و گفت: شيه شيه درميژنه هي در و محكم ميژنه بچه اي گفت: آقا توپم توپم! مفنگي گفت: عژبا بچه نيم وجبي هي ميگه توپم توپم، خوب منم توپم مگه اركي توپه بايد هوار بكشه در خونه بزنه...!!!
- ۶۴۳
- ۳۰ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط