تو عشقم هستی اما حق بده از روی ناچاری

تو عشقم هستی اما حق بده از روی ناچاری
تو را پنهان کنم در گوشه ی تاریک انباری
که بنشیند به رویت سال ها گرد فراموشی...
(تو در یاد منی و نیست اینها جز خود آزاری)
کنار پنجره می ایستم ،گنجشک ها شادند
دل خوش بی تو سیری چند در این چاردیواری؟!
می اندیشم به تو..چشم و لبم از شوق می خندند
نگاه ناشی ام ! بد نیست گاهی آبروداری

تو را مابین خرت و پرت ها در کنج انباری...
نه هرگز!...تو میان قلب من ای عشق جا داری!
دیدگاه ها (۱)

لمس کن کلماتی را که برایت می نویسمتا بخوانی و بفهمی چقدرجایت...

تو فقط باشحال مرا نه قدم زدن زیر باران خوب میکند ...نه راه ر...

این عصــرهای پاییـــزیعجـیب بـوی ِ نـفس هـای ِ تـو را می دهـ...

صبح هدیه ای زیباست ازسوی خدا سوای همه هدیه هایش.پاک پاک پاک،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط