پارت یک

پارت یک
ویو لونا
سلام من لونا هستم دوسال هست که با جیهوپ ازدواج کردم دو روزی هست که سرد رفتار میکنه پس منم تصمیم گرفتم سرد رفتار کنم ولی جیهوپ اصلا بهم اهمیت نمیده
ویو جیهوپ
سلام من جیهوپ هستم دوسال هست که با لونا ازدواج کردم و مافیا هستم ولی لونا نمی‌دونه یکی از دشمنام تحدیدم کرد که اگر باند مافیاییم رو دستش ندم همه چی رو به لونا میگه منم بخاطر همین باهاش سرد رفتار میکنم
لونا: جیهوپ بیا ناهار بخوریم
جیهوپ: گشنم نیست خودت بخور
لونا: جیهوپ اگر گشنت هست بیا غذا بخور اوکی اگر بدت میاد با من غذا بخوری باشه پس من میرم غذا نمی خورم
جیهوپ رفت بیرون از خونه
ویو لونا
داره شب میشه برای شام نودل درست میکنم با هویچ همون لحظه صدای در اومد درو باز کردم جیهوپ بود اهمیت ندادم رفتم برای خورد کردن هویچ که انقدر به جیهوپ فکر کردم که با چاقو دستم رو بریدم جیغ زدم که همون لحظه جیهوپ اومد
هوو: خوبی چیشد
لونا: هیچی مهم نیست
هوپ دست لونا رو گرفت و چسب زخم رو به لونا داد
هوپ: اگر چسب زخم بزنی خوب میشه
لونا: آخه به توچه ها به تو چه
هوپ: چی داری میگی
لونا رفت توی اتاقش درو محکم بست و داد زد
لونا: اگر دوستم نداری چرا بهم نمیگی ها چرا منو زجر میدی
ولی صدایی نیومد هوپی رفته بود
لونا: آره فرار کن رسماً فقط‌ این کارو بلدی
آها یه فکری دارم هه هه( خنده شیطانی )
دیدگاه ها (۴)

جیهوپ: لونا من اومدم لوناویو جیهوپ رفتم توی اتاق لونا دیدم ی...

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

کدوم رو اول بزارم؟

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط