رفت تا دامنش از گرد زمین پاک بماند / آسمانی تر از آن بود

رفت تا دامنش از گرد زمین پاک بماند / آسمانی تر از آن بود که در خاک بماند !
از دل برکه شب سر زد و تابید به خورشید / تا دل روشن نیلوفری اش پاک بماند !
.
.
خداحافظ برای تو چه آسان ولی قلبم ز واژه اش چه سوزان
.
.
تکیه به شونه هام نکن ، من از تو افتاده ترم / ما که به هم نمیرسیم ، بسه دیگه ! بذار برم
.
دیدگاه ها (۱)

the end-part 1

پارت ۵۵خورشیدِ صبحگاهی به آرومی از پرده‌هایِ سنگینِ اتاقِ طب...

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

My lovely neighbor part : 67

### پارت ۱۰ (پایان): میراثِ نور در قابِ خاطراتسه سال. انگار ...

پارت ۲۲:

عشقی گمشده در تاریکی جنگلپارت ۸(از زبون راوی)...وقتی اون گل ...

رفت تا دامنش از گرد زمین پاک بماند آسمانی تر از آن بود که د...

رفت تا دامنش از گرد زمین پاک بماندآسمانی تر از آن بود که در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط