پارت ششم

(پارت ششم)
کوک: جنده کوچولو مگه نگفتم  به هیچ پسری نزدیک  نشو هاااا ( عصبی و داد) 
ات:  د... ددی من به جز میا ...  به کس دیگه ای نزدیک  نشودم
جیمین نزدیک ات رفت موهاش رو از پشت کشید
جیمین:  حالا که حرف ددی هات رو گوش نمیدی باید بدتر از قبل تنبیه بشی
ات:  ددی لطفا ولم کن درد دارم من کار هق کاری نکردم  ته: خفه شو هرزه
(ته جیمین و کوک لباساشون رو در اوردن و کوک لباسای ات رو در اورد جیمین ات رو بلند کرد هر کدومشون
(اسمات تو کامنت ها)
ات رو ولش کردن و کوک کولرو روشن کرد و ات رو بغل کردو گذاشت جلو کولر سرما ب دل ات میخورد و ات به خودش میپیچید و درد داشت ته با پاش زد به ات و محکم هلش داد و ات از رو تخت مثل جنازه افتاد رو زمین و اشک از گوشه یچشمش ریخت و از حال رفت
جیمین: هی پسرا اون یه دختر بچس گناه داره نگاش کنید مثل مرده ها میمونه
کو و ته: جیمین بسه اون یه بردهس
دیدگاه ها (۲۸)

(و اما پارت هفتم) جیمین: ولی برای هر سه تامونم مثل بچه میمون...

(پارت هشتم) جیمین:  خوبی عزیزمات:(سرفه کرد و رنگش مثل مرده ه...

(پارت پنجم)رفتم پیش میا میا یکی از دوستای صمیمیم هست که ددیا...

(پارت چهارم) بعدش فیلمو عوض کردن و کارتون دیدن هر سه تاشون ح...

کوک تک لبخندی زد و گفت: جالبه..تهیونگ : چیکوک: ات بعد از این...

ات با مستی گفت: من نمیتونم ببینم..کوک: ات حالت خوب نیست .......

Dark Loveفصل ۲ پارت ۱۷☆

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط