شیری گرسنه از میان تپههای کوهستان بیرون پرید

شیری گرسنه از میان تپه‌های کوهستان بیرون پرید.
و گاوی را از پای درآورد.
سپس در حالی که غذا میخورد،
هر ازگاهی یکبار سرش را بالا می گرفت.
و مستانه نعره می کشید.
صیادی که در آن حوالی در جستجوی شکار بود
صدای نعره های مستانه شیر را شنید،
و پس از ردیابی با گلوله ای آن را از پای درآورد.
دیدگاه ها (۲)

️انسان بی شباهت به «آب» نیست؛☑️اگر بخواهد زنده باشد و زندگی ...

آینه‌ی اتاق توراوی خیال من استسُرمه بکشرنگ و لعابی تازه کنخی...

امروز هم بوی آرامش می دهد…سپردن همه چیز به دستان گرم خدا…بار...

مهم نیست چه خواهد شدبهترین تدبیر همراهی با خداست. هرگز نگران...

پارت ۳۴:جلسه افراد مهمتاکه میچی بعد از اون اتفاق برگشت به ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط