از رنجی خسته‌ام که از آنِ من نیست

از رنجی خسته‌ام که از آنِ من نیست
بر خاکی نشسته‌ام که از آنِ من نیست

با نامی زیسته‌ام که از آنِ من نیست
از دردی گریسته‌ام که از آنِ من نیست
دیدگاه ها (۸)

گفته بودند که عاشق بشوی می میریاولین تجربه ام بود ، چه می دا...

از همان جا که رسد دردهمان جاست دوا...

مهم نیست کهشانه‌هایت تجسم است، و آغوشت خیال... همه‌ی یادت ای...

پاییز رنگ هایش را به تو داد و دلتنگی هایش قلب مرا بوسید...✎

‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌باش...

#کتاب‌ها تنها تکه‌های کاغذ و مرکب نیستند، آن‌ها ضربانِ قلبِ ...

این یه شعر عادی نیست . . 💔 شعری که میثاقی به یاد رهبر شهید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط