#ارباب_من

#ارباب_من

Part: 11

ته: آقای لی بعداز چند دقیقه رسید

لی: قربان چیزی شده

ته: بیا این پسر رو یه معاینه کن ببین چش شده

لی: چشم لطفاً بیرون باشید

ته: خیلی خب به کارت برس

ته: تقریبا ۲۰ دقیقه بود که آقای لی اون تو بود بلاخره در باز شد و اومد بیرون

ته: آقای لی چه اتفاقی براش افتاده؟

لی: ایشون شراب قرمز با درجه بالا خوردن و تو نوشیدنیشون قرص تحریک کننده با درجه بالای صد ریختن چون سنش کمه بجای اینکه تحریک بشه بدنش ضعیف شده الان تو تب بالایی هست اگه زودتر تبش بند نیاد ممکنه تشنج کنه من دارو هاشو نوشتم بیا اینارو براش بگیر ( کاغذو میده به ته)( می‌ره)

ته: مطمئنم کار یکی هست وگرنه من به کوک گفته بودم نخوره اون هیچ وقت این کارو نمیکنه با بادیگاردم تماس گرفتم

ته: الو وونجو بیا اتاقم کارت دارم

وونجو: چشم قربان

وونجو رسید...

وونجو: قربان بیام تو

ته: بیا

وونجو: با من چیکار داشتید

ته: برو این لیست از دارو هارو بگیر و در باره دو ساعت پیش تحقیق کن ببین کیا به حیاط پشتی رفت و آمد داشتن و به اجوما هم بگو برام اب خنک با پارچه بیاره

وونجو : چشم( می‌ره)

ته: خرگوش خوشگلم چرا انقد لجبازی نذاشتی باهات بیام هااا یا چرا اون کوفتی رو خوردی اگه توش سم میریختن من باید چه خاکی میریختم تو سرم

اجوما: پسرم بیام تو

ته: بیا اجوما

اجوما: بیا پسرم اینم آب چیشده که آب و پارچه خواستی کوک چرا خوابیده

ته: یکی تو نوشیدنی کوک قرص تحریک کننده با درجه بالای صد ریخته چون سنش کم بوده بجای اینکه تحریک بشه باعث تب شدید شده بدنش ضعیفه

اجوما: یعنی کار کی میتونه باشه

ته: نمی‌دونم مهمونی تموم شد اجوما

اجوما: اره تقریبا همه دارن میرن

ته: عموم با دخترش چی اونا رفتن

اجوما: نه اونا رفتن اتاق مهمون فک کنم اینجا میخوابن

ته: عجبببب

اجوما: پسرم من دیگه میرم

ته: باشه برو

ویو: یک ساعت بعد.......

ته: همینطور که داشتم پارچه رو خیس میکردم و میذاشتم روی پیشونی کوک در اتاقم زده شد

وونجو: قربان میتونم بیام تو

ته: بیا

وونجو: بفرمایید دارو ها

ته: خب چی شد چیزی فهمیدی

وونجو: قربان دیشب فقط خود جونگکوک اونجا رفته و یه دختر که تقریبا قدش بین ۱۶۰ یا ۱۷۰ بوده

ته: اسمش

وونجو: نمی‌دونم قربان

ته: خبببب احمق بی عرضه من چطوری بفهمم که کی بوده برم تک تک خونه های مردم قد دختراشونو اندازه گیری کنم ( عصبانی)

وونجو: قربان منو ببخشید اون یجوری این کارو کرده که هیچ اثری ازش نیست

ته: حیاط پشتی دوربین داره؟

وونجو: نمی‌دونم الان دوربینارو چک میکنم

وونجو دوربینارو روشن کرد و دو ساعت پیش رو چک کردو بلاخره پیداش کرد

وونجو: قربان ببینید اینجاس

ته: پس خود همون دختره بوده این دختر رو برام پیدا کنید

وونجو: چشم ( از اتاق میره بیرون)

تهیونگ میره اتاق خودش و به کوکیش شربت میده اونو بغل می‌کنه و میخوابه

ویو: فردا صبح

پایان پارت یازده

#ادتهکوک
دیدگاه ها (۱۳)

#ارباب_منPart: 10؟: اوه سلام کوک کوک: چی می‌خواین ؟: هیچی فق...

#ارباب_منPart: 9کوک: من دیگه میرم ته: وایسا منم میامتهیونگ و...

#ارباب_من Part: 2 رینننننننگ ریننننننننننگ( مثلاً زنگ در خور...

#ارباب_منPart: 8اجوما: فکر نمی‌کردم یه روزی ببینم تهیونگ عاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط