part 28

part 28

جیهوپ: چه کاری؟
ا.ت: پس فردا تولد جیمینه و میخوام امشب سوپرایزش کنم
جیهوپ: خب؟
ا.ت: میای عصر بریم بازار؟
جیهوپ: حوصله ندارم
ا.ت: لطفااا(کیوت)
جیهوپ: پوفففف، باشه
ا.ت: مرسی داداشییی
جیهوپ: فقط من ساعت ۷ میتونم ببرمت
ا.ت: چییییی

فلش بک پبام های ا.ت و جیمین
جیمین: ساعت چند بریم؟
ا.ت: ساعت ۷
زمان حال

ا.ت: نمیشه ساعت ۵ بریم؟
جیهوپ: نه
ا.ت: خب چراااا
جیهوپ: فیلمم اون موقع شروع میشه
ا.ت: هوپییییی
جیهوپ: چرا ساعت ۷ نمیتونی؟
ا.ت: میخوام با جیمین برم کتابخونه
جیهوپ: ای باباااااا، ظهر برین؟
ا.ت: ظهر کجا بازی که ما بریم خرید کنیم؟
جیهوپ: باشههه برا مسخره بازیت میبرمت
چیزی نگفتم و رفتم پریدم بغلش
ا.ت: مرسییییی

ادامه دارد...
ببخشید این دفعه کم شد 😁
دیدگاه ها (۰)

part29پرش زمانی به ساعت ۵جیهوپ: آماده ای؟ ا.ت: یه لحظه وایسا...

part 30ویو ا.تبعد از حرفم جیمین چیزی نگفت و بغلم کرد و لباسو...

part27جیمین: ساعت ۱۰،یا میریم یا میندازنمون بیرونا.ت: خب وسا...

art26ویو جیهوپاول جونگکوک رو ریوندم بعدش جیمین و توی راه خون...

مافیای من

سناریو

P12تقریباً یک هفته از شبی که با جیمین وارد رابطه شده بود میگ...

مافیای من

رمان : قلب در تاریکی

مافیای من

رمان عشق مافیا پارت 3 از زبان ا/تگفتم : جیمین خدا چیکارت کنه...

پارت ۹÷‌ خب چیکار کنم همیشه همینم = من قهرممممممم ( در حال گ...

پارت چهارمویو ا/تشینیچیرو با چهره ای سراسیمه و گیج شده از مغ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط