.

.
.
.
خلوت که می کنیم
من و خیالت را می گویم
برایش از روزانه هایم می گویم
او برایم از آمدنت
من برایش از آرزوهایم می گویم
او برایم از آمدنت
می خندم به این همه یک دندگی
می خندد به آشفتگی هایم
.
هر شب کارمان همین شده
خیالت عجیب در این حوالی
هوایت را دارد...
.
.
.
دیدگاه ها (۳)

طبیعت

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ونهم: باغِ ما---سال‌ها بعد.عمارتِ دِه‌گ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش اول_ گر عشق تو مارا به جهنم بکشدمشتاق عذاب...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑥تو زیبایی ؛ چو صلح در چشمانِ م...

عاشقانه های شبنم

پارت اول خیابان خلوت بود و صدای قدم‌هایم روی سنگفرش‌های خیسِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط