روز قیامت خدا پشت میزش نشسته نامه اعمال منو میبینه عینکشو

روز قیامت خدا پشت میزش نشسته نامه اعمال منو میبینه عینکشو در میاره یکم چشماشو میمالونه میگه بیا بغلم تف به این زندگی ای که تو کردی :)
دیدگاه ها (۰)

من تازه فهمیدم دوست دختراتونو  میبرید شمال چیکارمن هر موقع م...

دخترک توی حمام بود ، ناگهان برق رفت ، جیغ بلندی کشید و فریاد...

یه بار به دوس دخترم گفتم بیا بریم خونمون مامانم میخواد ببینت...

دخترا همیشه پسرای باادب و با‌فرهنگی که توی تخت بی‌ادب و وحشی...

@bbkhrrjgxvvv ببین با بد کسی در افتادی. اول از این که خودم ی...

میگم اون اسکول هایی که میگن بیا بیا این نمیتونه زیر بغلشو ب...

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۳۲ویو راوی املیا نامه رو باز کرد و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط