‌گاهی آنقدر تنهایم که تنهایی شانه هایش را تکیه گاهم می کن

‌گاهی آنقدر تنهایم که تنهایی شانه هایش را تکیه گاهم می کند !

گاهی آنقدر بارانی ام که آسمان ، هم صدایم می شود !

گاهی آنقدر غمگین می شوم که سکوت دلداریم می دهد !

گاهی آنقدر .......
پوزخند می زنم !

عجب دنیایی است غم و سکوت و آسمان مرهم اند

اما این انسان ها.... ؟!

نیشخند می زنم به جمله ای که می گفت :

بنی آدم اعضای یکدیگرند !

سنگ جلوی پایم را جلوتر پرت می کنم و زیر لب می گویم :

بنی آدم ابزار یکدیگرند !

آری اینگونه بهتر است!!!!! 

«آدمها از دیگران بعنوان پله ی برای بالا رفتن خود استفاده می کنن.دوستی و انسانیت در این زمان رخت بسته»
دیدگاه ها (۱)

می شود باران ببارد . . . . ؟همین امشب . . . . !قول می دهم فق...

نگران چیزی نباش...! خودم را به خواب میزنمارام و پاورچین پاور...

احساسم را تسخیر نگاهت کرده ای ،واژه واژه شعرهایم شده ای . . ...

تا به حال نوشته بودم . . . . ؟به گمانم نـــــــه . . . .پس ا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش اول_ساده‌لوح یا خوش‌باور نیستیم؛ آسمان چنا...

nine

‌گاهی آنقدر تنهایم که تنهایی شانه هایش را تکیه گاهم می کند !...

اثبات وجود یک انسان با چند خط نوشتهچند بیت شعر کوتاه شاید کم...

آدمها آنقدر زود عوض می شوند … آنقدر زود که تو فرصت نمی کنی ب...

هیچ هیاهویی نیست!تنها سکوت حاکم این بزم شورانگیز من استتنهای...

بعد از مرگم،بعد از مرگم مرا در دورترین غروب خاطراتت هم نخواه...

#تو‌در‌کنج‌خانه‌و‌من‌_رو‌به‌راهی‌دور...چقدر دلم برای عبور از...

خسته‌ام، دل‌گیرم، تنهایم… احساسِ زندانیِ در قفسی را دارم، که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط