دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود

دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود
مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم

آن چه در مدت هجر تو کشیدم هیهات
در یکی نامه محال است که تحریر کنم...

#حافظ
دیدگاه ها (۱۳)

با تو خوشبخت می‌شوم یک روز: این تجسم برای من کافی‌ستاینکه شا...

بارانخیال توستمی آید ،شدید می شود ،صورتم را خیس می کند ...با...

داغ جانسوز من از خنده خونین پیداست ای بسا خنده که از گریه غم...

حافظه‌ی بشر - همین حافظه‌ای که جای کلیدها، رمز کارت‌ها، تاری...

🌱🍒برای چشمهایت، مینویسم نامه ای امشبگرفتارم، اسیر یک دل دیوا...

داد دهی ساغر و پیمانه رامایه دهی مجلس و میخانه رامست کنی نرگ...

به نام خدا بخش ۳۸ پادشاهی بهرام گور شاهنامه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط