ماهی همیشه تشنه ام

ماهی همیشه تشنه ام
در زلال لطف بیکران تو
می برد مرا به هرکجا که میل اوست
موج دیدگان مهربان تو
زیر بال مرغکان خنده هات
زیر آفتاب داغ بوسه هات
ای زلال پاک
جرعه جرعه میکشم تو را به کام خویش
تا که پر شود تمام جان من ز جان تو
ای همیشه خوب
ای همیشه آشنا
هر طرف که میکنم نگاه
تا همه کرانه های دور
عطر و خنده و ترانه میکندشنا
در میان بازوان تو
ماهی همیشه تشنه ام
ای زلال تابناک
یک نفس اگر مرا به حال خود رها کنی
ماهی تو جان سپرده روی خاک
دیدگاه ها (۱)

من دلم می‌خواهدخانه‌ای داشته باشم پر دوست،کنج هر دیوارشدوست‌...

مگذار که دیدار بیفتد به قیامتای وای اگر... کار بیفتد به قیام...

چگونه ماهی خود را به آب می سپرد !به دست موج خیالت سپرده ام ج...

نشسته ماه بر گردونه عاج .به گردون می رود فریاد امواج .چراغی ...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۴" در آغوش رویای آبی ات "...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

🧁 پارت یازدهم | زیر بارانچند روز بعد...از صبح، آسمان سئول اب...

#The_Princess's_Last_Smile#لبخند_آخر_پرنسس#پارت_معرفیاسم : ل...

غر غر می‌کرد همین باعث شد سانزو از خواب بیدار بشه. و قهقه ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط