سونادو ( پارت سوم) ❤💙❤💙❤💙

سونادو ( پارت سوم) ❤💙❤💙❤💙


سونیک: دیشب که کنار شدو خوابیدم خیلی حس خوبی داشتم..شدو واقا از وقتی باهم دوست شدیم تغییر کرده....

ساعت ۳:۱۰

تیلز : هی سونیک!...تو و شدو باهم چطورین هنوزم بد اخلاقه؟
ناکلز می گفت خیلی با هم خوب شدین و الان دارین توی یه خونه زندگی می کنید انتظار نداشتم شدو موافقت کنه...

سونیک: آره خیلی باهم جور شدیم خودم هم انتظار نداشتم شدو اینقدر باهام خوب بشه‌.

ناکلز: سلام سونیک...سلام تیلز دارین درمورد چی صحبت می کنید!؟

تیلز: هیچی داشتیم می گفتیم شدو خیلی تغییر کرده و مهربون شده....

ناکلز : من فکر کردم....فکر کردم بین سونیک و شدو خبرائیه.

سونیک: منظورت چیه!؟...

ناکلز: فکر کردم از صمیم قلب شدو رو دوست داری...

سونیک: خب واقا دوستش دارم.

تیلز: بیخیال...بریم یه دوری بزنیم....من یه چیزی براتون دارم تازه ساختمش.

سونیک: پس بزنید بریم رفقا.

ساعت ۹:۵۰

شدو: پس سونیک کجا رفته هنوز برنگشته؟..

( صدای در خانه)

سونیک: وای....اوه شدو هنوز بیداری!!...فکر می کردم خوابیدی....

شدو: مگه میشه خوابم ببره وقتی همش به این فکر که نکنه برای تو اتفاقی بی افته.

سونیک: واقا شرمنده....
شدو....میشه اینو بپوشی سر راه رفتم لباس فروشی و گرفتمش...

شدو: این چیه سونیک!!....لباس گربه!!.....

سونیک: برای خودم هم خریدم می خوام گربه بازی کنیم.

شدو:.....

سونیک: میپوشی یا بیام خودم برات بپوشم....درضمن قلقلکت هم میدم

شدو: خیله خب ولی بهت بگم که من اصلا قلقلکی نیستم.

سونیک: وقتی لباس هارو پوشیدیم امتحان میکنم ولی اگه خندیدی باید جلوی تیلز و بقیه منو بغل کنی و لبخند بزنی...قبوله؟

شدو: باشه...

چند دقیقه بعد

سونیک: حالا نوبت خندوندنته از اونجایی که می دونم کجا ها قلقلکت نمیاد برای همین میرم سراغ جاهایی که نمی دونم .....

یک ساعت بعد

سونیک: وای شدو واقا فکر نمی کردم اینقدر مقاومت کنی‌....

شدو: من که بهت گفتم قلقلکی نیستم.

سونیک: صبر کن!!! هنوز یه جا مونده.

و تلاش های سونیک نتیجه داد و شدو قلقلکش اومد.

شدو: س...سونیک...بس کن...لطفا.....لطفا بس کن....باشه تو بردی...

سونیک: دیدی میتونم بخندونمت با قلقلک.
حالا باید فردا به قولت عمل کنی.

شدو: باشه ولی یادم بنداز دوباره از این شرت باهات نزارم سونیک...
دیدگاه ها (۵)

دردسر های سه روزه ( پارت ۴ )سونیک میترسید شدو رو از دست بده ...

رومان قطره قرمز (پارت 8)

خبر خوش بلاخره یه پارت دادم بالاخره نوشتمممم😂❤️پارت...؟🔥عشق ...

رومان عشق پنهانی (پارت1)

پارت دوم رمان قبلی 💜پارت دوم شدو: وقتی رفتیم طبقه پایین ماما...

اوسی سونیک بندهههههههبریم یه بیو بدیمنام : لونا نام خانوادگی...

توجه این پارت خلاصه کلی از داستان دلتنگ یک رفیق میباشد چون م...

رومان عشق پنهانی (پارت10)

رومان قطره قرمز (پارت 6)

رومان قطره قرمز (پارت 4)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط