ضربان پايت را می شنوم

ضربان پايت را می شنوم
در سينه ام راه می روی

ترجيح می دهم كه تنها بمانم
به تلويزيون خيره شوم
كتاب بخوانم
پياده روی كنم
بخوابم

تلويزيون تو را نشان می‌دهد
كتاب ها تو را می‌خوانند
پياده‌روها تو را قدم می‌زنند
خواب ها تو را می‌بينند

عزيزم!
همه از اينجا رفته‌اند
تو كه تنهاترين مرغابی جهانی
چرا از من مهاجرت نمی كنی؟ i
#شخصی
دیدگاه ها (۱)

مرا هجی نکن دیگر خدایا بگذار ناخوانا بمانم بگذار همه ی سرنوش...

بنشینم، بنشینیو بی‌آن‌که به خاطر آوریمدر کوچه باد می‌آید؛چای...

آه ! ای قدبلند! گریه چرا؟تو که خودْ اشکدان من هستیتو که ای آ...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۴۰

I Love you...but I don't know...How can I saying this...to y...

لعنتی، تمام آن ساعت‌ها به این فکر می‌کردم که مگر نمی‌گویند م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط