آمدی، آمدنت حال مرا ریخت بهم

آمدی، آمدنت حال مرا ریخت بهم
یک نگاهت همه ی فلسفه را ریخت بهم
آمدی و دل من سخت در این اندیشه:
آن همه منطق و قانون چرا ریخت به هم؟
قاضی عادل قصه به نگاهت دل باخت
یک نگاه کردی و یک دادسرا ریخت به هم
چهره ی شرقی زیبای تو شد موجب خیر
یک به یک انجمن غرب گرا ریخت بهم
شاعران، طالب سوژه، همه دنبال تو اند
سوژه پیدا شد و شعر شعرا ریخت بهم
جاذبه مال زمین است، تو شاید دزدی
که فقط آمدنت جاذبه را ریخت بهم
من همان آدم پر منطق بی احساسم...
پس چرا آمدنت، حال مرا ریخت بهم ؟؟
دیدگاه ها (۱)

هرگز به دیگران اجازه نده قلم خود خواهی دست گیرند دفتر سرنوشت...

زمان چیز عجیبست...میدود...جلو میرود..ودوست داشتنی ترین آدم ه...

انتظار...که چیز بدی نیست،روزنه امیدی ست در نا امیدی مطلق!من ...

این عکسو خیلی دوس دارم! "مصدق در دادگاه لاهه"مصدق وارد شد و ...

{سناریو ریندو}یکم هنتای داره مشتی خواستی نخون 🎀 چشماش دودوتا...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۵

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت " 30 ""ویو جئون آنجلینا" ...

آمدی، آمدنت حال مرا ریخت بهم یک نگاهت همه ی فلسفه را ریخت به...

. آمدی، آمدنت حال مرا ریخت بهم یک نگاهت همه ی فلسفه را ریخت ...

آمَدی، آمَدَنَت حالِ مَرا ریخت بِهَم.. یِک نِگاهَت هَمه یِ ف...

آمدی، آمدنت حـــــال مرا ریخت بهمیک نگاهت همه‌ی فلسفه را ریخ...

آمدی، آمدنت حال مرا ریخت بهم یک نگاهت همه ی فلسفه را ری...

آمدی، آمدنت حال مرا ریخت بهم یک نگاهت همه ی فلسفه را ری...

آمدی، آمدنت حال مرا ریخت بهمیک نگاهت همه ی فلسفه را ریخت بهم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط