یکی از دوستام تعریف میکرد :
یکی از دوستام تعریف میکرد :
یه معلم داشتیم تو کلاس میگفت شغل ما، شغل انبیاست
منم اومدم خود شیرینی کنم گفتم :
انبیا که همشون چوپانی میکردن !
نه گذاشت ، نه برداشت گفت منم دارم همین کارو میکنم دیگه گوسفند :|
“خدا حفظش کنه زیادی رک بود…”
یه معلم داشتیم تو کلاس میگفت شغل ما، شغل انبیاست
منم اومدم خود شیرینی کنم گفتم :
انبیا که همشون چوپانی میکردن !
نه گذاشت ، نه برداشت گفت منم دارم همین کارو میکنم دیگه گوسفند :|
“خدا حفظش کنه زیادی رک بود…”
- ۲.۳k
- ۲۷ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط