احمد رضایی

احمد رضایی

خمش ازسخن گزاری تو مگر قدم نداری

تو اگر بزرگواری چه اسیر تنگنایی
دیدگاه ها (۱)

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی ز بامی که برخاست، مشکل نشیند

بنازم به بزم محبت که آن جا گدایی به شاهی مقابل نشیند

تو لطیفی تو لطیفی تو لطیف ابن لطیفیتو جهانی دو جهان را به یک...

How beautiful at eventideTo see the twilight shadows pale,St...

تو اورثینک می‌کنی، چون نمی‌نویسی.تو اضطراب داری، چون عمل نمی...

Part8سوزی گفت چ‍...چ‍شم+ گمشو بعد سوزی رفت جونگ کوک برگشت دا...

نفس می‌کشم عمریه توی هوای توکربلا قطعاً جنت الاعلامهدیدن صحن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط