بزرگتر که میشوی

بزرگتر که میشوی
تازه میفهمی عاشقی آنقدر هم که میگویند ساده و شیرین نیست
بزرگتر که میشوی
تازه میفهمی این زندگی آنقدر مشکلات دارد که قید عاشقی را باید بزنی و به فکر مشکلات و درد های زندگی ات باشی
فقط باید به فکر این باشی گشنه سرت را به بالین نگذاری،عشق کجا بود....
بزرگتر که میشوی
دیدت نسبت به عشق تغییر میکند،دیگر با دلت تصمیم نمیگیری
تصمیم را میگذاری به پای عقل و منطقت
تازه میفهمی وقتی میگویند عشق باشد به همه جا میرسی،نه آقا این خبر ها نیست
دیگر دوره این حرف ها تمام شد یادش بخیر...
بزرگتر که میشوی
دیگر دنیا و آدم هایش آن شیرینی بچگی را برایت ندارند
نسبت به همه چیز بی توجه و خونسرد میشوی
بزرگتر که میشوی
احساس و عشق و علاقه را آخرین مبنای زندگی ات قرار میدهی...
بزرگتر که میشوی
خیلی نسبت به گذشته تغییر میکنی،خیلی...
دیدگاه ها (۱)

بهم زنگ زد گفت خونه ای؟گفتم خونه‌ام... گفت پس می بینمت.می دو...

گاهی بدست نیاوردن،نرسیدنخود معجزه ای بزرگ است که شاید خیلی د...

دو سال و هفت ماه دیوانه وار یک نفر دوست داشتمآنقدر دوست داشت...

من بَلَد ها را #دوست دارم..آنهایی که دوست داشتن حالیشان میشو...

حال زمان آن است که با حس بیمارگونه ات رو به رو شوی، اری تو ب...

part61 عشق پنهان《ویو جونگ کوک》 احساس میکنم ات رو توی این عما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط