عبادت بجز خدمت خلق نیست .....

عبادت بجز خدمت خلق نیست .....

دو برادر مادر پیر و بیماری داشتند. با خود پیمان بستند که یکی خدمت خدا کند و دیگری در خدمت مادر بیمار باشد. برادری که پیمان بسته بود خدمت خدا کند به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و آن دیگری در خانه ماند و به پرستاری مادر مشغول شد.چندی که گذشت برادر صومعه نشین مشهور عام و خاص شد و از اقصی نقاط دنیا، عالمان و عرفا و زهاد به دیدارش شتافتند و آن دیگری که خدمت مادر می‌کرد فرصت همنشینی با دوستان قدیم هم را نیز از دست داد و یکسره به امور مادر می‌پرداخت.برادر صومعه نشین کم کم به خود غره شد که خدمت من ارزشمندتر از خدمت برادر است چرا که او در اختیار مخلوق است و من در خدمت خالق، و من از او برترم!همان شب که این کلام در خاطر او بگذشت، پروردگار را در خواب دید که وی را خطاب کرد و گفت: «برادر تو را بیامرزیدم و تو را به حرمت او بخشیدم.»برادر صومعه نشین اشک در چشمانش آمد و گفت: «خداوندا، من در خدمت تو بودم و او به خدمت مادر، چگونه است مرا به حرمت او می‌بخشی، آنچه کرده‌ام مایه رضای تو نیست؟!»ندا رسید: «آنچه تو می‌کنی ما از آن بی‌نیازیم ولی مادرت از آنچه او می‌کند، بی‌نیاز نیست. تو خدمت بی‌نیاز می‌کنی و او خدمت نیازمند. بدین حرمت، مرتبت او را از تو فزونی بخشیدیم.»
دیدگاه ها (۸)

حکم دشنام به شوخی

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :و پاسخ اعضای گروه را ب...

بسم الله الرحمن الرحیم امام حضرت عسکری (ع) فرمود : لَیْسَتِ ...

"ای آیه‌ی مکرر آرامش! میخواهَمَت هنوز"#بنام_عشق عشق، امن‌تری...

نسل‌های گذشته یک امتیاز بزرگ داشتند و ‌آن اینکه پدر و مادرها...

إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ... 🌱نکته مهم اینجاست که...

ایشون طباطبایی؛ معاون ارتباطات و اطلاع رسانی دفتر رئیس جمهور...

معنی ضرب المثل رطب خورده، منع رطب، کی کندمادری از خرما خوردن...

انسان بودن، فقط یک زیستنِ ساده در بستر زمان نیست؛ یک سفر مست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط