پارت

پارت ۱۶

منم از موقعیت استفاده کردم سریع لباسم رو پوشیدم خواستم برم که یکی دستم رو گرفت جونگکوک بود یعنی اون نجاتم داده؟
کوک: به به جنده کوچولو
یورا: چی میگی
کوک : همین الان زیر دشمنم بودی
یورا: هه تقصیر توعه که زدی داداش اینو کشتی و الان بخاطر تو نزدیک بود بهم تجاوز بشه
کوک : پس تو چرا اومدی اینجا اونم بدون بادیگارد
یورا: منه خر نگران تو بودم ( بقض)
ویو کوک ( بالاخره)
وقتی بقضشو دیدم یک حس عجیبی داشتم انگار بجای اون من ناراحت شدم آروم بقلش کردم( چندشا)
کوک : معذرت می‌خوام
یورا:فقط منو ببر خونه( بقض سگی)
کوک : باشه
یورا رو براید استایل بقل کردم گذاشتمش تو ماشین رفتیم سمت خونه وقتی رسیدیم یورا سریع رفت تو اتاق
رفتم تو اتاق دیدم تو حمومه از تو حمومه صدای گریه می اومد یورا که دختر قوی بود
ویو یورا
از حموم اومدم بیرون چشمام قرمز شده بود لباسم رو پوشیدم کارای بعد حموم رو کردم موهام رو خوش کردم رو تخت دراز کشیدم که یهو کوک با داد اسمم رو صدا زد
یورا : چته ( داد)
کوک : تو وارد اتاق ممنوعه شدی؟
یورا: منظورت در قرمزست؟ آرع رفتم
کوک : چرا رفتی
یورا: رفتم اسلحه وردارم
کوک : فکر کردی من اصکلم؟
یورا: شاید😂
کوک : پوشه قرمز رو بده( داد)
از دادش ترسیدم ولی به روی خودم نیاوردم
کوک :جوابم رو بده ( داد)
یورا : من ور نداشتم ( بقض)
کوک : گمشو تو اتاقت( داد)

پایان پارت ۱۶
دیدگاه ها (۹)

پارت ۱۷ بدون هیچ حرفی رفتم تو اتاقم یورا: پسره ی... اصلا میر...

پارت ۱۸ ویو کوک یورا رقت منم دنبالش رفتم ببینم کجا می‌ره از ...

ادمین گشادتون میخواد پارت جدید بزارهههه

پارت ۱۵ ۵ دقیقه بعد تهیونگ : پیداش کردم کوک : آفرین برام بفر...

عشق واقعی پارت ۸ ویو ات: تو تولدش بهش بگم....... وقتی خرید ک...

سناریو انیمه

عشق شعله ور یک مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط