سناریو ساسونارو

سناریو ساسونارو:

خلاصه ی داستان:توی یه دنیای عادی که مردم زندگی عادی ای دارن بدون قدرت های خاص یا ماورایی بدون خبر زیر زمین دنیایی وجود داره دنیایی به بزرگی دنیای خودمون ولی با فرق این که توی اون دنیا افسانه ها حقیقت دارن!✨️
خون‌آشام ها،پری دریایی ها، گرگینه ها،جادوگر ها و... توی دنیای زیر زمینی زندگی
میکنن♧
و داستان درباره ی خوناشامی به اسم ساسوکه هست و انسانی به اسم ناروتو که این دونفر توی کتاب افسانه های جهان زیرزمینی به نماد ماه و خورشید سرنوشت شون به هم گره خورده⛓️🩸🗡🌒
اسم رمان:# 🩸«ماه و خورشید: افسانه‌یِ خون و اشک» ☀️
خلاصه ی داستان:توی جهان زیرزمینی توی خاندان اوچیها یا همون خوناشام ها پسری متولد میشه که روی رگ دستش نقش ماه وجود داره این خوناشام طول عمرش مثل انسان های عادی هست و نمی تونه خون انسان هارو بخوره و فقط از خون یک انسان خاصی میتونه تغدیه بکنه و از اونجایی که جانشین پادشاه خوناشام هاست یعنی جانشین پدرش باید خون بخوره و به مقامی برسه که بتونه یک انگشتر خاصی رو دستش بندازه و ساسوکه بعد از مرگ پدر و مادرش دوست نداره که پادشاه خوناشام ها بشه و فکر میکنه برادرش ایتاچی لیاقت همیچن مقامی رو داره ولی خب اون انتخاب شده هست و باید کسی رو که خورشید اون هست رو پیدا بکنه و باهاش پیوند بزنه اما...
اون شخصی که خورشید ساسوکه هست پسری عادی ای هست به اسم ناروتو با نشان خورشید روی رگ دستش نشان خورشید رو داره و توی دنیای بالا زندگی میکنه دنیایی که انسان ها زندگی عادی ای دارن...
ساسوکه:خوناشام ماه،سرد، درونگرا،بی احساس،منطقی، منظم،هفده ساله،intj(پدر و مادرش مردن و با برادرش ایتاچی توی قصر زندگی میکنه چون که همون خوناشام ماه هستش احساس میکنه با بقیه ی خوناشام ها فرق داره و از این وظیفه که باید قبل از ۲۰ سالگی خورشید خودشو پیدا بکنه تا بتونه از خونش تغدیه کنه و اینکه قراره وارث خاندان اوچیها و پادشاه خواشام ها بشه متنفره و از این متنفره که مثل خوناشام های دیگه عادی نیست ولی به خواطر برادرش که همیشه پیشش بوده و حمایتش میکرده این احساس اونقدرا اذیتش نمیکنه و درس هاشو تموم کرده و با برادرش قدرت های خوناشامی اش رو قوی کرده و تکنیک های زیادی رو بلده و شارینگان داره)🌑
ناروتو:انسان خورشید،گرم، برونگرا،مهربون،پر انرژی، احساساتی،شلوغ و لجباز، شونزده ساله،enfp(پدر و مادرش مردن و خودش تنها زندگی میکنه و مدرسه میره دوستای زیادی داره ولی همیشه یه احساسی داره که انگار با بقیه فرق داره و دلیل نشان خورشید روی دستش رو نمی دونه ولی روش حساسه و همیشه با بند روش رو میبنده تا کسی نبینه و کسی هم نمی دونه اون نشان رو داره)🌕
و توی این داستان قراره وقتی که ساسوکه و ناروتو توی یه اتفاقی همدیگه رو میبینن و ساسوکه از ناروتو محافظت میکنه و بعد میفهمه که اون خورشیدشه میدزدتش و از اینجا داستان این دوتا عاشق هاشون شروع میشه با کلی دردسر و فرار و دزدیدن و جنگ و محافظت و اتفاقات دردناک و رمانتیک🩸⛓️🫦🗡🍷🌒
دیدگاه ها (۲)

سناریو ساسونارو # 🩸 «ماه و خورشید؛افسانه ی اشک و خون» ☀️## ف...

سناریو ساسونارو ادامه ی قسمت قبل...برایِ ناروتو، که همیشه در...

هعی ✨من دارم از ساسونارو داستان می‌سازم… ولی نه از اون مدل ک...

سناریو ساسونارو💙🧡《کتابخونه ی بانو سوناده》💊📚🩺💫ناروتو احساس کر...

سناریو ساسونارو# 🩸«ماه و خورشید: افسانه‌یِ خون و اشک» ☀️## ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط