شب سوم..."شب بی بی رقیه"

شب سوم..."شب بی بی رقیه"

اسارت دشوار و یتیمی دردی عمیق است. یک سه ساله، چگونه می تواند تمام رنجِ تشنگی و زخم تازیانه اسارت و از آن بدتر، درد یتیمی را به جان بخرد، آن هم قلب کوچکِ سه ساله ای که تپیدن را از ضربانِ قلب پدر آموخته و شبی را بی نوازش او به صبح نرسانده است. امّا... امّا او رقیه حسین است و بزرگی را هم از او به ارث برده است. رقیه پس از عاشورا، پدر را از عمه سراغ می گیرد و لحظه ای آرام ندارد، با نگاه های کنجکاوش از هر سو ـ تمام عشقش ـ پدرش را می جوید و سکوتِ عمه، سؤال او را بی جواب می گذارد و او باز هم می پرسد: «عمه، بابایم کجاست؟...»
دیدگاه ها (۱۳)

قطاری که به مقصد خدا می رفت در ایستگاه دنیا توقف کرد و پیامب...

پرچم سرخ امام حسین(علیه‌السلام) معانی زیادی دارد. در عرب رسم...

به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد...چشمم خواب ندارد.....

پروردگارا، اجلم را به تأخیر انداز! چند روزیست دلم هوای محرم...

🥀🖤فردا، پنجم ماه صفر، سالروز شهادت حضرت رقیه بنت‌الحسین (سلا...

🥀🖤فردا، پنجم ماه صفر، سالروز شهادت حضرت رقیه بنت‌الحسین (سلا...

🥀🖤فردا، پنجم ماه صفر، سالروز شهادت حضرت رقیه بنت‌الحسین (سلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط