اندوه تو شد وارد کاشانه‌ام امشب

اندوه تو شد وارد کاشانه‌ام امشب

مهمان عزیز آمده در خانه‌ام امشب

صد شکر خدا را که نشسته‌ست به شادی

گنج غمت اندر دل ویرانه‌ام امشب

ترسم سر کوی تورا سیل بگیرد

ای بی خبر از گریه ی مستانه ام امشب

از من بگریزید که می خورده ام امشب

با من منشینید که دیواااانه ام امشب

یک جرعه ی آن مست کند هردو جهان را

چیزی ک لبت ریخت به پیمانه ام امشب....
دیدگاه ها (۲)

تا زمانی که رسیدن به تو امکان داردزندگی درد قشنگی‌ست که جریا...

چرا زهم بگریزیم،راهمان که یکی استسکوتمان،غممان،اشک وآهمان که...

پای سروی، جویباری زاری از حد برده بودهای های گریه در پای تو ...

آتش سردی که بگدازد درون سنگ راهر کرا بودست اه سرد، می داند ک...

#اندوه_تو#کاشانه_ام#یک_جرعه#مست_کند#هر_دو_جهان#لبت#پیمانه_ام...

از من بگریزید که مِی خورده‌ام امروزبا من منشینید که دیوانه‌ا...

از من بگریزید که می‌خورده‌ام امشببا من منشینید که دیوانه‌ام ...

اندوه تو شد وارد کاشانه‌ام امشبمهمان عزیز آمده در خانه‌ام ام...

.اندوه تو شد وارد کاشانه‌ام امشبمهمان عزیز آمده در خ...

ازمن بگریزید که می خورده ام امروزبا من منشینید که دیوانه ام ...

اندوه تـــو شــــد وارد كاشـــــانه ام امشب مهمــــان عزیز آ...

از من بگریزید که می خورده ام امروزبا من منشینید که دیوانه ام...

اندوه تو شد وارد کاشانه‌ام امشبمهمان عزیز آمده در خانه‌ام ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط