دلم به حال پسرک سوخت! وقتی گفتم کفش هایم را خوب واکس بزن.

دلم به حال پسرک سوخت! وقتی گفتم کفش هایم را خوب واکس بزن... خندید و گفت: خیالت راحت مثل روزگارم سیاهش میکنم! به یاد نیازمندان باشیم
دیدگاه ها (۱)

تکیه بده... اما! به شانه های کسی که اگر خوابت برد، سرت را زم...

دلت را به هرکسی "نسپار"این روزهامردم از "سپرده" بهره میخواهن...

لب را هنر خنده بیاموز وگرنه گریاندن یک جمع پریشان هنری نیست ...

گاهےیڪ نگاه آنقدرمهرباݧ است ڪہ چشم هرگزرهایش نمیڪند گاهےیڪ ر...

ارباب خشن من ۱۵

دختر بد(سناریو جواهر بخش ای)

"خانوم دکتر زیادی نگرانه"p2خواستم از روی تخت بلند شم که با و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط