مرس از صباااااااااا جونمممممممعشقممممممممممکه

مرسيييييييييي از صباااااااااا جونممممممم(عشقمممممممممم)که منو به این چالش دعوتيد(^__^)
۱:اعتراف میکنم تو کلاسمون داشتم با دوستم تانگو میرفتم یه دفعه مدیر اومد دیدمون ولی هیچی نگفت:/
۱.بابام یه بار میخواست مسواک بزنه اشتباهي با مال من زد:O
۳:یه بار خواستم به دوستم تقلب برسونم آنقدر خندیدم معلم ديدمون⊙﹏⊙
۴:خيلي می خندم!زودم گریه میکنم به طور کلی خیلی خلم:/
۵:عاشق تمام دوستامم مخصوصا تو ویس:)
۶:بچه بودم یه کوچولو خجالتی بودم ولی الان خوب شدم:)
دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه !دعوت میکنم از وحيد'مریم'و......بازم مرسی از دوست گلممممممم صبا
آها ی اول سال که مدرسه رفتم مدیر فکر کرد ابرو برداشتم ولی فهمید مدل ابرومه ://بعدم من آنقدر گریه کردم به خاطر شانس گندم
دیدگاه ها (۲۰)

اینم شاممووووون پیتزا:))))اونم دونات که مامی جونممممممم درست...

بچه ها کم کم میخوام رفع زحمت کنم .دو سه هفته دیگه بعد از امت...

voyyyy inam eshghaye maman(∩_∩)

اینو که دیگه نگوووووووووووو خواننده موردعلاقمممممه شديد

#سناریو#درخواستی#دوپارتی"پارت ۱"(وقتی دبیرستان بودن و ...)*خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط