تو زنده میمانی

تو زنده میمانی
عاشق میشوی
زندگی میکنی
مادر میشوی
و روزی بارانی
از ذهنت عبور میکند
که سالها قبل
شاعری را میشناختی
غریب در سرزمین خود
که عجیب عاشق باران بود
آنروز یادت باشد که این شاعر تنها
هنوز در رویاهایش
با تو زیر باران قدم میزند... #عاشقانه#عاشقانه_ها #دلنوشته#
دیدگاه ها (۱)

دستهایم از تو خالیستو آغوشم خالیترتمام وجودم از عشق تو لبریز...

زندگی همان بوسه ی عاشقانه ی توستکه بر لبهای تشنه ام می نشانی...

چقدر بعضی نبودنها سخت است همیشه همه هستند غیر از یک نفرهمه ی...

.گاهی با خود می اندیشماگر وقتی به خانه بازمیگشتم تو چشم انتظ...

شعله های حسادت در قلب تومان پارت4

داستان سهراب و پریسا نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط