پارت ۱۱

پارت ۱۱
شروع
بادیگارد: خانم مم ف ف فرار کردن
ته: چجوری عوضی
بادیگارد: قربان نمیدونم چیشد خودشون زدن به غش کردن یا واقعا غش کردن ما بردیمشون بیمارستان و فکرکنم از بیمارستان فرار کردن
ته یعنی در این حد بی عرضه ای که نمیتونستی دکتر شخصی رو خبر کنی
بادیگارد: ببخشید قربان لطفا من نکشید
ته یک گلوله خالی کرد تو سرش
ته بقیه تون تا ساعت ۱۲ وقت دارین پیداش کنین اگه پیداش نکردین خودتون مرده فرض کنید
بادیگارد ۲: چشم قربان
ات رو پیدا کردن آوردن( حوصله نداشتم شرمنده که توضیح بدم)
ات توی انبار به صندلی بست شده بود
ته: به به خانم فراری
ات: ولم کن بزار برم
ته: اگه ولت نکنم
ات: انقدر فرار میکنم که بکشیم یا ولم کنی
ته: اینکارت جواب نمیده خانم کوچولو
(اصمات تو کامنت ها)
دیدگاه ها (۳)

پارت ۱۰شروع میکنم شامشون خوردنرفت سمت اتاق خواب ته پشت ات می...

پارت ۹شروع ات: بله(خوابالو)ته: این گربه کیه تو بغلتات: گربه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط