به شانه هایم زدی تا تنهاییم را تکانده باشی. به چه دل خوش

به شانه هایم زدی تا تنهاییم را تکانده باشی. به چه دل خوش کردی؟ تکاندن برف از شانه های آدم برفی

به خاطر مردم‌ست که می‌گویم
گوش‌هایت را کمی نزدیک‌ دهانم بیار،
دنیا داردازشعرهای عاشقانه تهی می‌شود

و مردم نمی‌دانند
چگونه می‌شود بی‌هیچ واژه‌ای
کسی را که این همه دورَست
این همه دوست داشت.


لیلا کردبچه
دیدگاه ها (۵)

می بینیترسِ نبودنت چه به روزم آورده است؟و وحشت گم کردن دستی ...

گاهی که آسمان مرا از یاد می بردو حتی همین زمین ، دل خوش می ک...

گفتم : چه می نویسی ؟گفت : بهار را از سر می نویسمگفتم : مگر ب...

درخت نخل درخت عجیبی است، تو گویی این درخت نبات نیست، چیزی شب...

وقتی حسودی میکنه و ...

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

پارت ۱۲ راز ستارۀ درخشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط