PART

PART:¹¹
با صدای وحشتناکی از افکارم اومدم بیرون که یکی محکم زد تو سرم
ویو نامجون
هر لحظه داشتم عصبی تر از قبل میشدم
انگاری همه متوجه این شده بودن عصبی بلند شدم و صندلی رو عقب کشیدم که با صدای جین وایسادم
- یا کجا میری ؟
√ میرم یه شیشه خون بخورم گشنمه ( جدی و رفت )
عصبی در اتاق قرمز رنگی که برای شکنجه بود رو باز کردم
√ قبر خودت رو کندی ( ترسناک اینو گفت و محکم زد تو سرش )
-( این علامته آته علامت جین :/)
- م.ن من فقط ( حرفش با ضربه ای که نامجون به صورتش زد نصفه موند آت فقط سکوت کرد )
√ ( به سمت کشوی اتاقش رفت و سورنگی که مخصوص علف ها ( علف =پری)
بود رو درآورد
به سمت ات قدم ور داشت
با هر قدمی که ور می‌داشت بدن آت بیشتر میلرزید
√ اوم اگه خونت خوش مزه باشه شاید ولت کردم ( پوزخند)
آت تا اومد حرفی بزنه نامجون نزاشت و سریع سورنگ رو وارد گردن ظریف و خوشگلش کرد
- درش ...درش بیار ( ازترس لکنت گرفت و با بغض میگه )
√ اوم ...وایسا چی چی و در بیارم هرزه کوچولو بزا قشنگ سیر بشم
در اتاق باز شد
نامجون با چیزی که دید چشم هاش گرد شد اون اون جین بود قیافه جین از عصبانیت داشت میترکید
ادامه دارد
حمایت نکردین پس شرط میزارم
۲۰ لایک ۲۰ کامنت ۵ بازنشر هر سه تا پارتی که گذاشتم ۲۰ لایک ....اینا بخوره
دیدگاه ها (۴)

🙃🙃ادیت خودمه چطور شده؟

PART:¹⁰خواست پیک دوم رو بنوشه که صدای گریه آشنایی شنید درست ...

13ات: اصلا تو واسه چی انقدر سوال میپرسی؟ سرت تو کار خودت باش...

ات روی تخت بیمارستان دراز کشیده بود؛ خسته، بی‌جون، ولی با یه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط