ادامه ...

ادامه ...


خیلی یهویی پرسید اون سوک غمگین خندید سپس آروم سری تکون داد کنار هم ایستادن مرده تند دستمال از جیبش کشید سپس سمت اون سوک گرفت
مرد : بفرمایید
اون سوک : ممنون
دستمال را از دست هایش کشید سپس در مشت اش گرفت مرد دین تو جیب گفت : همسر کیم تهیونگ هستین ؟
اون سوک : بله چطور شما همسرم رو میشناسید
مرد خندید و آروم سری تکون داد آسانسور ایستاد و در باز شد اون سوک سری پایین کرد و باد از تشکر کردن از آن مرد دور شد شاید خس خوبی نداشت در آپارتمان را باز کرد سپس واردش شد یوری آروم با لبخند سمتش اومد
دیدگاه ها (۳)

still with you

RESPECT OR DIE : پارت هشتمصدای قدم‌هایش در راهروی تاریک می‌پ...

پارت 4۴بارونِ ریزی شروع به باریدن کرده بود. هوا سرد و سنگین ...

وقتی جونگ کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟕چند روز از دیدار جیمین و لیا گذشته بود....

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p23ساکت بود.نینا آروم پلک‌هاش رو تکون داد...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت9_ از این به بعد اگر چیزی بگم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط