تکپارتی از کوک علامت اتعلامت کوک

تکپارتی از کوک ( علامت ات+علامت کوک_)

_ ات میگم بس کن خودم جمع میکنم

+ چیزی نگفتم و ادونه دونه شیشه خورده ها رو جمع میکردم

_ ات بسه بزار میگم بیان جمع کنن

+ بیان جمع کنن که چی بشه تو زدی شکوندی، ما باهم بحث کردیم اونا بیان جمع کنن؟!! *داد*

_ سر من داد نزن *بازوشو گرفتم بلندش کردم

+ ولم کن من دیگه با تو هیچ صنمی ندارم!

_ اه بسه دیگه تا کِی میخوای ادامه بدی؟!

+ چطوری بس کنم وقتی اون شب توی بار کنار یه هرزه خوابیده بودی؟!!! دیگه زمانی نداره من میرم! * سمت کمدم رفتم و لباسام رو همینطوری مچاله کردم انداختم تو چمدون *

_ چیکار میکنی؟!!

+ معلوم نیست

_ پس داری برای همیشه میری...

+ در چمدونم رو بستم کشیدم دنبال خودم و از اتاق اومدم بیرون که جونگکوک راه افتاد دنبالم

_ صبر کن اتت صبر کنننن

+دیگه صبرم لب ریز شده دیگه تموم شدم جونگکوک تموم شدم بسه دیگه
ات داشت از در میرفت بیرون که جونگکوک گفت

_ حداقل میزاشتی برای اخرین بار طعم لبت رو بچشم..

+ ای کاش همون شب تو بار طعم لبای منو میخواستی نه کسه دیگه....

پایان 🎀
توت فرنگیا ببخشید اخرش غمگین بود ولی اینم یه نوعشه...
دیدگاه ها (۱)

واییی یدونه از این کراشااااا پلیزززز

ولی وایب اخر شب...

دخترای قشنگم ارایش کنید، هرکی گفت چرا انقدر ارایش میکنی اونم...

تو همسر نام جون هستی، وقتی بین بچه‌هاش فرق میزاشت- پسر: هایو...

ات: شروع کردم به خوردن همینطور داشتم میخوردم مست بودم ولی با...

☆رانداخر☆part 21ات: دیدم جونگکوک ی عالمه پیام فرستادهپیام ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط