وانشات چندپارتی یونگی
وانشات چندپارتی یونگی
( یونگی به عنوان همسرت )
پارت ۱
............................................................
اون شب تو ساعت 3 صبح توی بغل یونگی از خواب پریدی و دیدی یونگی داره بی سر و صدا نگاهت میکنه تو آروم گفتی : نیمه شبت بخیر .
اونم آروم خندید و گفت : نیمه شب تو هم بخیر پیشی کوچولو !
تو آروم بهش گفتی ؛ میشه تا شب فردا همینجوری روی تخت توی بغلت بمونم ؟
اونم جواب داد : تا هر وقت دوست داشتی توی بغلم بمون !
تو هم به نشانه ی رضایت لبش رو بوسیدی و بعد اون گفت : اوه بیبی من شیطون شده ؟
توگفتی : خیلی وقته شیطون شدم !
اونم سریع روت خیمه زد و گفت : نظرت چیه همهن الان ددی هم شیطون شه ؟!
تو هم گفتی : هر جور راحتی .
ادامه دارد.......
اگه خواستین بگین که اسماتش رو بزارم توی کامنتا .
( یونگی به عنوان همسرت )
پارت ۱
............................................................
اون شب تو ساعت 3 صبح توی بغل یونگی از خواب پریدی و دیدی یونگی داره بی سر و صدا نگاهت میکنه تو آروم گفتی : نیمه شبت بخیر .
اونم آروم خندید و گفت : نیمه شب تو هم بخیر پیشی کوچولو !
تو آروم بهش گفتی ؛ میشه تا شب فردا همینجوری روی تخت توی بغلت بمونم ؟
اونم جواب داد : تا هر وقت دوست داشتی توی بغلم بمون !
تو هم به نشانه ی رضایت لبش رو بوسیدی و بعد اون گفت : اوه بیبی من شیطون شده ؟
توگفتی : خیلی وقته شیطون شدم !
اونم سریع روت خیمه زد و گفت : نظرت چیه همهن الان ددی هم شیطون شه ؟!
تو هم گفتی : هر جور راحتی .
ادامه دارد.......
اگه خواستین بگین که اسماتش رو بزارم توی کامنتا .
- ۱۳.۹k
- ۲۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط