خدا " تو " را که می آفرید

خدا " تو " را که می آفرید


 حواسش


 پرت آرزو های من بود !


 شدی همان آرزوی من ...!
دیدگاه ها (۳)

تا می خواهم از تو دل بکنمصبر می آید !چقدر این عطسه های" پایی...

‫  "ع ش ق"   واژه ی غریبیست عشق...   لحظه ای آبادت میسازد، ل...

نمی دانم شب ها من شاعر می شوم و تو را غزل باران می کنم یا تو...

این روزها یک تلنگر کوچیک یه بی تو جهی ساده ... کافیه تا بشین...

چه خوب شد تو شدی آرزویِ قاصدک‌های من... حالا هر کجا که باد ...

♡♡سر به زیر و ساکت و بی دست وپا می‌رفت دلیک نظر روی تو را دی...

تصویر اگر زیبا نبودنقاش خوبی نیستیاز نو دوباره رسم کنتصویر ر...

اینجا نامی تو حال خودشه و حواسش نبود بره رو سکو ته هم هرچی ص...

آن خالِ کوچک گوشه‌ی چشمت، عجیب‌ترین دلیلِ دل‌باختن من است؛ ا...

تو روایت میگه هاااا ببین خدا چطوری حواسش به مخلوقش هست 🌹🌹🌹

و آن خالِ کوچک… آه، همان خالِ کوچک\! انگار خدا وقتی تو را آف...

اگر خوشبختی یک برگ است، من درختی برایت آرزو می‌کنماگر امید ی...

این روزها هم می گذرد خدا حواسش به تمام ثانیه های زندگیت هستو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط