دود آشنایی

دود آشنایی
#درخواستی
part last
*
*
بعد از ساعت ها خرید اومدید بیرون و سمت رودخانه قدم زدید دستت رو گرفته بود و لبخند میزد به هم دیگر بعد از رویه صندلی نشستید «بابت امشب ممنونم»
پوزخند زد و قهوه رو بهت داد و تو گرم شدی «دارلینگ میدونم چقذر بهت خوش گذشت ولی برای من شروع زندگی بود»
کمی بهش نگاه کردی و قهوه خوردی «چرا؟» که لبخند زد و بعد سیگاریی در آورد و در آسمان دود کرد «میدونی چیه زندگی کمی سخته مخصوصا برای من مافیا فرار، کارهای خلاف و زندگی مخفی بدون عشق برای ولی اولین بار تونستم کمی حس امنیت کنم چون تو اینجایی کنارم نشستی ولی نمیدونم چطوری تونستم بهت باور کنم باید کاریی کنی که تا ابد برام بمونی وگرنه ممکنه کمی بد بشه بینمن پیدات کنم و.... همممم حامله ات کنم چون دیگه فراری نیست» خندید و شکمش رو گرفت «هی... انقدر زود نه... ولی نه قول میدم تا ابد بمونم برات چون باهم شادتر هستیم قول میدم» که خندید و بغلش کرد و بعد یهو فیلیکس بدون هیچی لب عاشو گرفت و تویه اون پل همو بوسیدن عاشقانه و عمیق همه جا محچ شد و انجا رویه بوسه تمرکز داشت و عشقی که از اون شب صورت گرفت و بعد آشنایی و زندگی که خودشون بهش میگفتن "آشنایی و زندگی مخفی پر از عشق"
.چطوری بود؟ پارت اخر بود
میدونم کم بود🚬🎆🌼😋
.
.
.
.
.
.
.
#استری کیدز #مافیا#فیلیکس #عشق#سناریو #عاشقانه
دیدگاه ها (۰)

وقتی ما خواهر کوچکتر چان هستیم و فلیکس از ما خوشش آمده و به ...

آشکار زیبا . . . . . #درخواستیصبح زود از خواب بیدار شدی و دا...

یه سناریو میشه بنویسی وقتی افسردگی شدید داری و مشکل قلبی که ...

از جونگین بنویس وقتی که مافیا بود و ا.ت هم دوست دخترش بعد ا....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط