از زندگی آموختم
از زندگی آموختم
هیچ چیز از هیچ کس بعید نیست ...
آموختم
از آدمها بت نسازم...
آموختم
تلافی کردن از انرژی خودم می کاهد...
آموختم
کم آوردن قسمتی از زندگیست ...
آموختم
که گاهی وقتها هیچ واژه ای آرامت نمیکند...
آموختم
به بودنها دیر عادت کنم و به نبودنها زود..
آدمها نبودن را بهتر بلدند ...
آموختم
گاهی از زیاد نزدیک شدن فراموش می شوی ...
آموختم
گاهی یک کلمه پتک است و تمام وجود من از شیشه ...
آموختم
تا با کفش کسی راه نرفتم راه رفتنش را قضاوت نکنم ...
آموختم
گاهی برای بودن باید محو شد....
آموختم
از کم بودن نترسم اگر کم باشم شاید ولم کنن ,, ولی زیاد باشم حیفم میکنن....
آموختم...
من آموختم برای شناخت آدمها یکبار بر خلاف میلشان عمل کنم.....
هیچ چیز از هیچ کس بعید نیست ...
آموختم
از آدمها بت نسازم...
آموختم
تلافی کردن از انرژی خودم می کاهد...
آموختم
کم آوردن قسمتی از زندگیست ...
آموختم
که گاهی وقتها هیچ واژه ای آرامت نمیکند...
آموختم
به بودنها دیر عادت کنم و به نبودنها زود..
آدمها نبودن را بهتر بلدند ...
آموختم
گاهی از زیاد نزدیک شدن فراموش می شوی ...
آموختم
گاهی یک کلمه پتک است و تمام وجود من از شیشه ...
آموختم
تا با کفش کسی راه نرفتم راه رفتنش را قضاوت نکنم ...
آموختم
گاهی برای بودن باید محو شد....
آموختم
از کم بودن نترسم اگر کم باشم شاید ولم کنن ,, ولی زیاد باشم حیفم میکنن....
آموختم...
من آموختم برای شناخت آدمها یکبار بر خلاف میلشان عمل کنم.....
- ۵.۲k
- ۱۴ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط