باز آمد شب و باز عادت بی خوابی من

🌹 🍃 🌹 🍃 🌹
🍃 🌹 🍃
🌹 🍃
🍃
🌹
باز آمد شب و باز عادت بی خوابی من
باز پر گشته ز عطرت شب مهتابی من

اشکهایم ز برایت شده شوری شیرین
ای دل انگیز ترین علّت بی تابی من

اگر از حال من امروز بپرسی گویم
که بُوَد سوختن از عشق تو شادابی من

گاه در خواب به لعلت که شرفیاب شوم
می برد رشک لبانم به شرفیابی من

ز بس این ابرِ تو از عشق به من میبارد
نشود خشک دگر دیده ی سیلابی من
دیدگاه ها (۱)

تنهایی راه رفتن سخت نیست... ولی وقتی ما این همه راهو با هم ر...

نگارم رفتنت دیوانه ام ڪرد هواےدیدنت پروانہ ام ڪرد شدم آواره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط