یک جوان از عالمی پرسید:من جوان هستم و نمیتوانم خودرا از ن
یک جوان از عالمی پرسید:من جوان هستم و نمیتوانم خودرا از نگاه به نامحرم منع کنم، چاره چیست؟
عالم نیز کوزه ای پراز شیر به او داد وتوصیه کرد که کوزه را سالم به جایی ببرد و هیچ چیز از کوزه بیرون نریزد و از شخصی درخواست کرد او را همراهی کند و اگر شیر را ریخت جلوی همه مردم او را کتک بزند!جوان کوزه را سالم به مقصدرساند و چیزی بیرون نریخت.
عالم از او پرسید :چند دختر سرراهت دیدی؟جوان جواب داد:هیچ؛فقط به فکر آن بودم که شیر را نریزم که مبادا در جلوی مردم کتک بخورم و خار و خفیف شوم.
عالم گفت:این حکایت مومنی است که همیشه خدارا ناظر برکارهایش میبیند و ازروز قیامت و حساب و کتابش که مبادا در منظر مردم خار و خفیف شود بیم دارد
{آیا انسان نمیداند که خدا او را میبیند؟!علق/14}
#بسیج
#بسیجی
#شیعه
#ایران
عالم نیز کوزه ای پراز شیر به او داد وتوصیه کرد که کوزه را سالم به جایی ببرد و هیچ چیز از کوزه بیرون نریزد و از شخصی درخواست کرد او را همراهی کند و اگر شیر را ریخت جلوی همه مردم او را کتک بزند!جوان کوزه را سالم به مقصدرساند و چیزی بیرون نریخت.
عالم از او پرسید :چند دختر سرراهت دیدی؟جوان جواب داد:هیچ؛فقط به فکر آن بودم که شیر را نریزم که مبادا در جلوی مردم کتک بخورم و خار و خفیف شوم.
عالم گفت:این حکایت مومنی است که همیشه خدارا ناظر برکارهایش میبیند و ازروز قیامت و حساب و کتابش که مبادا در منظر مردم خار و خفیف شود بیم دارد
{آیا انسان نمیداند که خدا او را میبیند؟!علق/14}
#بسیج
#بسیجی
#شیعه
#ایران
- ۵۱۱
- ۱۸ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط