مطلب قشنگیه شاید شما هم از خوندنش لذت ببرید.

مطلب قشنگیه شاید شما هم از خوندنش لذت ببرید.
قدیما شبها پشت بام می خوابیدیم وستاره ها رو می شماردیم ودلمون به وسعت آسمون بود.
این روزها چشم میندازیم به سقف محقر اتاقمون و گرفتاریهامونو می شماریم.
قدیما یه تلویزیون سیاه وسفید داشتیم با یک دنیای رنگی. این روزها تلویزیون رنگی و سه بعدی
داریم با یک دنیای خاکستری.
قدیما اگه نون و تخم مرغ تموم میشد راحت میپریدیم و زنگ خونه همسایه رو هر ساعتی از شبانه روز میزدیم و
کلی باهاش می خندیدیم.
این روزها اگه همزمان در واحد اونا باز بشه برمیگردیم تا که مجبور نشیم باهاش سلام علیک کنیم.
قدیما از هر فرصتی استفاده میکردیم که با دوستان و فامیل ارتباط داشته باشیم چه با نامه و چه حضوری.
این روزها با بهترین دستگاه های رسانه ای هم ارتباط با هم نداریم.
قدیما توی یک محله جدید هم که میرفتیم با دقت واشتیاق به همه جا نگاه میکردیم.
این روزها دنیا را از پشت دوربین های عکاسی وفیلمبرداری میبینیم.
قدیما یه پنجشنبه وجمعه بود و یه خونه پدربزرگه با فک فامیل.
این روزها پر از تعطیلی ولی کو پدربزرگ؟ کو اون فامیل؟ کو اون خونه؟
قدیما تو قدیما موند.
دیدگاه ها (۴)

😞 لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه، بین ساعت ۷ تا ۷:۱۵ صبح ...

🥹🧡 دهه‌شصتی‌ها یادشونه... 🧡🥹🔥🕯️ گرمای والور و چراغ نفتی علاء...

از الان عکس رمان تهیونگ اینه نظرتون رو راجب عکسه بگینپارت هش...

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

فرزندِ آقامون امام سید مجتبی خامنه‌ای رتبه ۱۰۶ کنکور انسانی ...

Two

My lovely neighbor part : 79

اون.... اون مرد بود؟ مردی با موهای سفید و تی‌شرت و شلوار سیا...

پشت لبخند جیمینپارت سومپنج دقیقه بعد، بالاخره تونستم برنامه‌...

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط