#منم_و_تو

#منم_و_تو
تا در چشمان من اشک جاریست
تا قلبم هنوز می تپد و چشمم به در و دیوار خیره گشته
تا هنوز صدای موسیقی ارامش حالمه
تا هنوز اواز پرندگان را میشنوم
تا هنوز بوی عطر بهار را حس میکنم
تا هنوز صدای پای عابر پیاده در خیالم زنده هست
بیا دستانم را بگیر رفیق
میترسم
میترسم از روزی که دگر هیچ در من نماند
و فقط تماشاگر این صحنه ها باشم
دیدگاه ها (۱)

#منم_و_تو دیوانگی کم است! برای آنکه نفسشخندیدنش حرف زدنشبوی ...

#منم_و_تو از عشق زیباتربودن کنار کسی است که تو را نقطه به نق...

#منم_و_تو فصل فصلِ عشقراورق زدم،بعد از اینڪه دانهٔ نگاه را د...

#منم_و_تو نه گریه‌ها تو را برگرداند‌،نه خاطره‌ها...دلم خوش ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط