در قحطی عشق دلبر آوردند

در قحطی عشق دلبر آوردند
با زخم به روی پیکر آوردند
گل های مرا گلوله ها بردند
بردند و گلاب قمصر آوردند
در فصل گلابگیری تاریخ
گل های شهید پرپر آوردند
بر سفره شام آخر دوران
از جنس مسیح یک سر آوردند
رگ های مسیح عطر غم دارد
حاجات مرا به غم برآوردند
از چاه من خودت بیا بیرون
یاران همه دیده تر آوردند
نیرنگ برادران یوسف نیست
از جنس دگر برادر آوردند
لبخند بزن برادر خسته
پیراهن یوسف از در آوردند
از رونق و قحطی جهان بگذر
جام می شام آخر آوردند
میم نون راهی
م.ن.راهی
#میم_نون_راهی
دیدگاه ها (۱)

به حیای عشق پیچیده تن شریف عاشقبکشد خدا به آغوش تن نحیف عاشق...

از خاک ما بی سجده نگذر بی دعا نگذرعاشق شو بر این خاک عشق اند...

انسان مگر آیینه باطن نمی خواهدآیینه که لطف غبار و شن نمی خوا...

آهسته برانید که این جاده شلوغ استآن کس که دم از عشق زده حرف ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط