عشق شکوفه شده...

عشق شکوفه شده...
پارت¹²
که سرگیجه گرفت

نامجون و جین: جونگکوک خوبیی؟؟

جونگکوک: آره خوبم فقط یه سرگیجه ساده بود

جیمین: ولی....

جونگکوک: الان تنها چیزی که مهمه اته

و بدون حرفه دیگه ای رفت تو اتاق

جیهوپ: خیلی رفتاراشون عوض شده

اعضا: اوهوم

جونگکوک میشینه کنار ات و به قیافه غرق در خوابش نگاه می‌کنه

جونگکوک: یاااا تو چرا وقتی میخابی انقدر کیوت و گوگولی ولی وقتی بیداری انقدر خشنی

جونگکوک همینجوری داشت غر میزد که ات اخماش رفت تو هم و عرق کرد، جونگکوک نگرانش شد دستشو روی سرش گذاشت دید که به شدت تب داره ، خلاصه که کل شب رو نخوابید و از ات مراقبت کرد که یهو......

عاممم ازتون واقعا معذرت میخوام که کمه چون حالم خوب نیس نمیتونم زیاد بنویسم ولی قول میدم فردا یه پارت طولانی بزارم 💐
دیدگاه ها (۹)

اممم سلام کیوتا راستش نمیتونم فیک یا پست بزارم نمیدونم چرا ،...

عشق شکوفه شده....پارت آخر که یهو ات بیدار شد و به جونگکوک نگ...

عشق شکوفه شده..پارت¹¹که یهو پاهاش لیز خوردات:ای من ریدم تو ا...

عشق شکوفه شده...پارت¹⁰اون لحظه همچی عوض شد ، نگاهشون به هم ق...

وقتی خیلی عصبانیه و....پارت آخرخواست بره که یهو ات دستشو گرف...

#درخواستی🦋پارت آخرکه یهو ات خوابش برد جونگکوک اتو گذاشت رو ت...

عشق شکوفه شده....پارت⁹که یه لحظه با خودش فکر کرد ، بره پیشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط