که صدای آشنای اومد
که صدای آشنای اومد
کوک : ا. ت خوبی؟
ا. ت : کوک. مامانم مامانم چاقو خورده
کوک : هی هی آروم باش همه چی خوبه قول میدم مامانت خوب بشه باشه؟ گریه نکن
بعد با دستش گونه خیس ا. ت رو خشک کرد
چند مین بعد
دکتر از اتاق جراحی بیرون اومد
دکتر : همراه بیمار کیه؟
ا. ت : من
دکتر : ایشون به خوبی عمل شدند اگر دو دقیقه دیر رسیده بودید ممکن بود که زنده نباشن
کوک : آقای دکتر الان میتونیم اونو ببینیم؟
دکتر : چند دقیقه بعد میتونین بینینش
کوک : ممنون
( دکتر رفت )
کوک : ا. ت آروم باش دیدی گفتم؟
ا. ت : ممنون
چند مین بعد
پرستار : همراه بیمار شماره 782
ا. ت : بله
پرستار : ایشون میخوان ببیننتون
ا. ت : بله کوک من..
کوک : منم میخوام مامانتو ببینم
ا. ت : خوب باشه
ا. ت و کوک رفتن داخل اتاق مامان
ا. ت
ا. ت : ماماننننن
مامان ا. ت : دخترم
بعدم همو بغل کردن
ا. ت : مامان حالت خوبه
مامان ا. ت : آره دخترم اوع اون کیه؟. ا. ت : عااام خب اون.....
کوک : سلام مادر جان من دوست پسر
ا. ت هستم
مامن ا. ت : اووووو تو کی دوست پسر داشتی من نمیدونستم
ا. ت : خب...
کوک : مادر جان خیلی وقت نیست که ما باهم قرار میزاریم
مامان. ا.ت : که این طور
ا. ت میشه بری بیرون می خوام با دوست پسرت هرف بزنم
ا. ت : عاممم خوب باشه
ا. ت رفت بیرون
مامان ا. ت : پسرم اسمت چیه؟
کوک : جئون جانگ کوک
مامان ا. ت : تو یک مافیایی مگه نه؟
کوک : آره مادر جان اما من به ا. ت آسیب نمیزنم
مامان ا. ت : پسرم من که میدونم تو با ا. ت قرار نمیزاری ولی دوستش داری؟
کوک :
کوک : ا. ت خوبی؟
ا. ت : کوک. مامانم مامانم چاقو خورده
کوک : هی هی آروم باش همه چی خوبه قول میدم مامانت خوب بشه باشه؟ گریه نکن
بعد با دستش گونه خیس ا. ت رو خشک کرد
چند مین بعد
دکتر از اتاق جراحی بیرون اومد
دکتر : همراه بیمار کیه؟
ا. ت : من
دکتر : ایشون به خوبی عمل شدند اگر دو دقیقه دیر رسیده بودید ممکن بود که زنده نباشن
کوک : آقای دکتر الان میتونیم اونو ببینیم؟
دکتر : چند دقیقه بعد میتونین بینینش
کوک : ممنون
( دکتر رفت )
کوک : ا. ت آروم باش دیدی گفتم؟
ا. ت : ممنون
چند مین بعد
پرستار : همراه بیمار شماره 782
ا. ت : بله
پرستار : ایشون میخوان ببیننتون
ا. ت : بله کوک من..
کوک : منم میخوام مامانتو ببینم
ا. ت : خوب باشه
ا. ت و کوک رفتن داخل اتاق مامان
ا. ت
ا. ت : ماماننننن
مامان ا. ت : دخترم
بعدم همو بغل کردن
ا. ت : مامان حالت خوبه
مامان ا. ت : آره دخترم اوع اون کیه؟. ا. ت : عااام خب اون.....
کوک : سلام مادر جان من دوست پسر
ا. ت هستم
مامن ا. ت : اووووو تو کی دوست پسر داشتی من نمیدونستم
ا. ت : خب...
کوک : مادر جان خیلی وقت نیست که ما باهم قرار میزاریم
مامان. ا.ت : که این طور
ا. ت میشه بری بیرون می خوام با دوست پسرت هرف بزنم
ا. ت : عاممم خوب باشه
ا. ت رفت بیرون
مامان ا. ت : پسرم اسمت چیه؟
کوک : جئون جانگ کوک
مامان ا. ت : تو یک مافیایی مگه نه؟
کوک : آره مادر جان اما من به ا. ت آسیب نمیزنم
مامان ا. ت : پسرم من که میدونم تو با ا. ت قرار نمیزاری ولی دوستش داری؟
کوک :
- ۹۰۸
- ۱۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط