ابیقرمز

#ابی_قرمز
❤ابی و قرمز پارت 8💙

از زبان لان جان
به صورتش نگاه کردم انقدر گریه کرده بود که بینیش لبو شده بود بعد چند دقیقه رنگش برای یه لحظه رنگ پوستش گج شد صدای نا.. له هاش بلند شد

ویینگ: لا... لان جان س. سرده
تا اینو گفت دستمو رو پیشونیش گذاشتم وااااااای توی تب داشت میسوخت یا خدااا سه تا از دکمه های لباسشو باز کردم تا تبش بیاد پایین
ویینگ: لا. لان جان م. من سر. سردمه پ. پتو رو بده
لان جان: نمیشه داری از تب میسوزی
ویینگ رو گذاشتم رو ت. خت و بدو رفتم اب و دستمال ابریشمی اوردم و دستمال رو تو اب انداختم و گذاشتم رو پیشونیش اما فایده نداشت رفتم براید بلندش کردمو رفتم ماشینو روشن کردم

ویینگ رو گذاشتم صندلی عقب تا اونجا یکم دراز بکشه رسیدیم دوباره همونجوری بغلش کردمو بردم بیمارستان دکترا ویینگ رو رو برانکارت گذاشتنو بردن بابا منم اینجاماااااااااا
منم دنبالش رفتم ویینگ رو بردن اتاق تا چکابش کنن منم یه ساعتی میشد مونده بودم که دکتر اومد منم بدو رفتم پیش دکتر

لان جان: دکتر حالش چطوره (نگران)
دکتر: حالش خوب شده فقط یکم تب داره و فعلا باید تحت نظر باشه چون واقعا تبش بالا بود ما سه روز نگهش میداریم تا ببینیم حالش چطوره
لان جان: خیلی ازتون ممنونم میتونم برم تو
دکتر: بله میتونین برید
رفتم تو دیدم خوابه با خودم گفتم هر چقدر بیشتر بخوابه زودتر خوب میشه پس گذاشتم بخوابه
رفتم کنار ت. ختش نشستم و دست سفید و نرمشو گرفتم و سرمو گذاشتم رو. س. ینش و یکم به صورتش نگاه کردم به چشاش، بینیش، گوشاش، موهاش که اخر به ل. بش رسید به ل. ب صورتیش نگاه کردم اب دهنمو قورت دادم داشتم اروم به سمت ل. باش میرفتم که دیدم داره کم کم چشاشو باز میکنه زود چشامو بستم

از زبان ویینگ
اروم اروم چشامو باز کردم یااااا من تو بیمارستان چیکار میکنم یکم درورمو نگاه کردم با صورت کیوت لان جان روبرو شدم دیدم چشاش بستست دستمو گذاشتم رو سرش و و موهاشو ناز کردم واقعا این چه حسیه که وقتی کنار لان جانم بهم دست میده (بچم عاشق شد رفت) بعد که فکر کردم فهمیدم چشاش داره تکون فهمیدم بیداره(از این به بعد ویینگ+ و لان جان-)
+لان جان میدونم بیداریا😊
-عه لو رفتم(چشاشو باز کرد)
"باهم چش تو چش شدن و بهم خیره شدن
+لان جان جون هرکی دوست داری منو ببر بیرون
-خیر
+چرا؟
-چون دکتر گفته سه روز اینجا میمونی
+حداقل بریم تو حیاط
-بزار برم سوال کنم بیام
+باشه🥰

" لان جان رفت
+اححححح چرا من نمیتونم بهش بگمممم خسته شدم واااای اها راستی چرا دکتر تو مسافر خونه اون حرفو زد عجیبه مگه من چمه(داره با خودش حرف میزنه)
"پرستار اومد
+سلام😊
پرستار: سلام اومدم سرومتو عوض کنم😊
+بفرمایید(دستشو جلو اورد)
پرستار: ممنون ولی یکم درد داره باید تحمل کنی باشه
+باش
دیدگاه ها (۷)

ست

از زیباییم دهن خودم وا مونده

عاشق این انیمه ام اما نه به اندازه استاد تعالیم شیطانی

عاشققققق اهنگگگگگگگگ

Our dark romance Part 7ا/تروز بعد راس ساعت پنج تو جت نشسته ب...

کاش پسر بودم 😞🖤 -بیدار شدم دیدم که یول خیلی کیوت تو بغلم خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط